یافتههای پژوهش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ارزیابی طبیعی بودن توزیع دادههای مربوط به میزان فعالیت استیلکولیناستراز نوع 12A با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف در عضلات تندانقباض برای گروه کنترل 946/0، گروه تمرین مقاومتی 845/0 و تمرین استقامتی 924/0 و در عضلات کندانقباض برای گروه کنترل 961/0، گروه تمرین مقاومتی 885/0 و تمرین استقامتی 472/0 بود.
تمرینات استقامتی که پروتکل تمرینی آن از منابع معتبر اقتباس و کارایی خود در زمینه سازگاریهای استقامتی را نشان داده بود (14، 10)، موجب ایجاد سازگاریهای استقامتی در حیواناتشد، بهطوریکه آنها توانستند در هفتههای پایانی با سرعت 30 متر در دقیقه که معادل70 تا 80 درصدحداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) است، به مدت 60 دقیقه بدوند.
میزان فعالیت استیلکولیناسترازG4 در عضلات تندانقباض (شکل 1) گروه های تمرین مقاومتی (118/1 (U/mL)) و استقامتی (211/1 (U/mL)) در مقایسه با گروه کنترل (683/0 (U/mL)) بهصورتی معنا دار (بهترتیب 045/0=P و 015/0=P) افزایش یافت، ولی تفاوت معنا داری در میانگین میزان فعالیت استیلکولیناسترازG4 بین گروه های تمرین مقاومتی و تمرین استقامتی در عضله تندانقباض موشهای صحرایی مشاهده نشد (838/0=P).
میزان فعالیت استیلکولیناستراز 4G عضلات نعلی (شکل 2) در گروه تمرین مقاومتی (618/0 (U/mL)) بهصورتی معنا دار بالاتر از گروه های کنترل (208/0 (U/mL)) و تمرین استقامتی (235/0 (U/mL)) بود (بهترتیب 003/0=P و 005/0=P)؛ ولی تفاوت معنا داری بین میانگین میزان فعالیت استیلکولین- استراز4G گروه های کنترل و تمرین استقامتی در عضله کندانقباض موشهای صحرایی مشاهده نشد
.(P=0/958)

*معنا دار بودن اختلاف میانگین با گروه کنترل
شکل 1. میزان فعالیت استیلکولیناستراز نوع G4 پس از هشت هفته تمرین متفاوت در عضله تندانقباض موش های صحرایی

*معنا دار بودن اختلاف میانگین با دو گروه دیگر
شکل 2. میزان فعالیت استیلکولیناستراز نوع G4 پس از هشت هفته تمرین در عضلات نعلی موش های صحرایی

بحث و نتیجهگیری
با توجه به نتایج به نظر میرسد که در مورد عضله کندانقباض تنش نعلی، تمرین مقاومتی نسبت به تمرین استقامتی اثربخشی بیشتری بر فعالیت استیلکولیناستراز نوع 4G داشته است. درصورتی که در مورد عضله تندتنش FHL هر دو تمرین استقامتی و مقاومتی تأثیر نسبتاً مشابهی بر فعالیت استیل-کولیناستراز نوع 4G داشتهاند که میتوان این اثربخشی را به قابلیت تغییرپذیری بیشتر عضلات تندتنش نسبت به عضلات کندتنش، بالاتر بودن نسبت رونوشتهای استیلکولیناستراز نوع 4G در عضلات تندتنش و خستگی ایجادشده بر اثر تمرین استقامتی نسبت داد (20، 17، 6). در ضمن بهنظر میرسد عضلات نعلی در حرکت بالا رفتن از نردبانهای عمودی، درگیری بیشتر و فشار بیشتری را در مقایسه با دویدن معمولی داشته است. این موضوع ممکن است ناشی از انقباضهای برون گرا و درون گرای بیشتر در جریان بالا رفتن عمودی از پلههای نردبان عمودی در مقایسه با دویدن معمولی روی نوار گردان باشد.
توانایی جابه جایی وزنهها و عدم تفاوت وزن حیوانات در گروه تمرین مقاومتی با گروه کنترل و استقامتی پس از هشت هفته تمرین میتواند حاکی از آن باشد که تمرین مقاومتی تا حد زیادی بهطور ویژه از طریق اعمال سازگاریهای عصبی-عضلانی موجب بهبود قدرت شده است. پژوهشها نشان دادند که تحریک ورزشی و افزایش فعالیت انتقال عصبی توأمان با تغییرات NMJ تار عضلانی صورت نمیگیرد و ممکن است NMJ نسبت به سایر بخشهای عضله اسکلتی به پاسخدهی سازشی حاصل از ورزش حساستر باشد (4). این پژوهشگران نشان دادند که برای افزایش سطوح صفحه انتهایی حرکتی نعلی، تمرینات مقاومتی همانند تمرینات استقامتی، کارامدی لازم را دارد (4).
در پژوهش حاضر افزایش تقریباً 43 درصدی فعالیت استیلکولیناستراز 4G در عضلات تندانقباض گروه تمرین استقامتی مشاهده شد. عضلات تندانقباض و کندانقباض موشهای صحرایی همچنین از نظر بیان استیلکولیناستراز با هم تفاوت دارند (19). بنابراین بروز پاسخهای متفاوت دور از انتظار نیست. عضله تندانقباض FHL از طریق تغییر در میزان فعالیت استیلکولیناستراز 4G به افزایش در فعالیت عصبی- عضلانی ایجادشده از طریق ورزش یا تحریک الکتریکی پاسخ میدهد. نشان داده شده که اگرچه عضلات تندتنش از نظر عملکردی و معماری داخلی با هم فرق دارند، پاسخ استیلکولین -استراز 4G آنها با سطح فعالیتشان همبستگی دارد (6).
در پژوهش حاضر تمرین مقاومتی در مقایسه با گروه کنترل افزایش تقریباً 66 درصدی در فعالیت ایزوفرم استیلکولیناستراز 4G عضله کندانقباض و افزایش تقریباً 39 درصدی در فعالیت ایزوفرم استیلکولیناستراز 4G عضلات تندانقباض ایجاد کرد. این امر نشاندهنده درگیر بودن این عضلات در این پروتکل تمرینی است که در پژوهشهای دیگر نیز نشان داده شده است (13). همچنین سازگارپذیر بودن پیوندگاه عصبی -عضلانی بر اثر تمرینات ورزشی، که در پژوهشهای پیشین بدان اشاره شده است، تأیید شد (16). بنائیفر و همکاران نیز افزایش شایان توجهی را در میزان فعالیت ایزوفرم A12 استیل -کولیناستراز در عضلات تندانقباض موشهای صحرایی بر اثر تمرینات مقاومتی مشابه به دست آوردند (1). همچنین در هر سه گروه تمرین مقاومتی، استقامتی و کنترل میزان فعالیت ایزوفرم استیلکولین- استراز 4G عضله FHL در مقایسه با عضله نعلی بیشتر بود که با پژوهشهای مشابه در این زمینه همخوانی دارد (9، 3). علت افزایش میزان فعالیت استیلکولیناستراز 4G در عضله FHL بر اثر هر دو نوع تمرین ممکن است ناشی از پاسخپذیری بیشتر این عضله به محرکهای تمرینی در مقایسه با عضلات کندانقباض باشد. همچنین همانطورکه جاسمین و گسیگر عنوان کردهاند (9)، نوع تحریک واردشده به عضله (تدامی یا تناوبی) نیز میتواند این پاسخپذیری را تحت تأثیر قرار دهد. در پژوهش حاضر نیز تمرین مقاومتی که شکل تقریباً تناوبی داشت، بر هر دو نوع عضله تأثیر معناداری گذاشت.
در مجموع و با در نظر گرفتن یافتههای پژوهش حاضر، نتیجه گرفته میشود که تمرینات مقاومتی نیز میتواند همانند تمرینات استقامتی به افزایش میزان فعالیت استیلکولیناستراز نوع 4G در عضلات تندتنش منجر شود و بروز خستگی را به تعویق بیندازند. در مورد عضلات کندتنش انجام پژوهشهای دیگر با شدتها و مدتهای بالاتر و متغیرهای وسیعتر بهمنظور نتیجهگیری قاطع در زمینه سازوکار بهبود رهایش استیلکولین بر اثر تمرینات ورزشی استقامتی ضروری است. با این حال، به نظر میرسد که در مورد عضله کندتنش تمرین مقاومتی تأثیر بیشتری در میزان فعالیت استیلکولیناستراز نوع 4G داشته است. این موضوع میتواند ناشی از تفاوت در میزان یا الگوی فشار وارده توسط انواع تمرین در پژوهش حاضر نیز باشد. همچنین با توجه به به کار نگرفتن عضلات تندتنش در فعالیتهای روزمره، ظرفیت ابتدایی بیشتر این نوع عضلات برای پاسخدهی بیشتر و سازگاریهای وسیعتر در مقایسه با عضلاتی که پیوسته در حال فعالیتاند (همانند عضلات نعلی در حفظ قامت بدن) دور از انتظار نیست.
با توجه به نقش حیاتی و ویژه عضلات تونیک کندانقباض در سلامت و پیشگیری از خستگی عصبی-عضلانی در فعالیتهای ورزشی طولانیمدت، این امر اهمیت روزافزون تمرینات مقاومتی را بارزتر میسازد. ازاین رو، نتایج پژوهش حاضر تا حدودی بهکارگیری تمرینات مقاومتی برای ورزشکاران استقامتی به منظور به تعویق انداختن خستگی در پیوندگاه عصبی عضلانی را آشکار میکند.

منابع و مĤخذ

بنائی فر، عبدالعلی؛ گُرزی، علی؛ هدایتی، مهدی؛ نبی اللهی، زینب (1390). اثر 8 هفته تمرین مقاومتی بر فعالیت استیل کولین استراز در عضلات موش صحرایی، مجله فیض، ج 15 ش 4، ص 321 – 316.
مکینتاش، برایان آر؛ گاردینر، فیلیپ اف؛ و مک کومز، الان جی (1391). ساختار و عملکرد عضله اسکلتی، ترجمه رضا قراخانلو، احمد آزاد و علی گرزی، تهران، سمت، ص 95 – 90.
.3 Crne-Finderle, N., Pregelj, P., Sketelj, J. (2005). “Junctional and extrajunctional acetylcholinesterase in skeletal muscle fibers”.Chem Biol Interact., Vol.157-158, PP: 23-
27.
.4 Deschenes, M.R., Judelson, D.A., Kraemer, W.J., Meskaitis, V.J., Volek, J.S., Nindl, B.C., Harman, F.S., Deaver, D.R. (2000). “Effects of resistance training on neuromuscular junction morphology”. Muscle Nerve., Vol.23, No.10, PP: 1576-1581.
.5 Fahim, M.A. (1997). “Endurance exercise modulates neuromuscular junction of C57BL/6NNia aging mice”. J Appl Physiol., Vol.83, No.1, PP: 59–66.
.6 Gisiger, V., Bélisle, M., Gardiner, P.F. (1994). “Acetylcholinesterase adaptation to voluntary wheel running is proportional to the volume of activity in fast, but not slow, rat hindlimb muscles”. Eur J Neurosci., Vol.6, No.5, PP: 673-680.
.7 Gregory, E.J., Hodges-Savola, C.A., Fernandez, H.L. (1989). “Selective increase of tetrameric (G4) acetylcholinesterase Activity in rat hindlimb skeletal muscle following short-term denervation”. J Neurochem., Vol.53, No.5, PP: 1411-1418.
.8 Hodges-Savola, C. A., and Fernandez, H. L. (199l). “A role for acetylcholine-nicotinic receptor interactions in the selective increase of rat skeletal muscle G4 acetylcholinesterase following short-term denervation”. J Neurochem., Vol.56, No.4, PP: 1423-1431.
.9 Jasmin, B.J., Gisiger, V. (1990). “Regulation by exercise of the pool of G4 acetylcholinesterase characterizing fast muscles: opposite effect of running training in antagonist muscles”. J Neurosci., Vol.10, No.5, PP: 1444-1454.
.01 Joo YI, Sone T, Fukunaga M, Lim SG, Onodera S. (2003). “Effects of endurance exercise on three-dimensional trabecular bone microarchitecture in young growing rats”. Bone., Vol.33, No.4, PP: 485-493.
.11 Kalamida, D., Poulas, K., Avramopoulou, V., Fostieri, E., Lagoumintzis, G., Lazaridis, K., Sideri, A., Zouridakis, M., Tzartos, S.J. (2007). “Muscle and neuronal nicotinic acetylcholine receptors. Structure, function and pathogenicity”. FEBS J., Vol.274, No.15, PP: 3799-3845.
.21 Kowalchuk H., Noble E. (2013). The effects of acute high- and low-intensity exercise on Hsp70 and Hsp90 accumulation in rat skeletal myofibres and vasculature. University of Western Ontario. Thesis, 1- 57. p 42.
.31 Lee, S., Farrar, R.P. (2003). “Resistance training induces muscle-specific changes in muscle mass and function in rat”. JEPonline., Vol.6, No.2, PP: 80-87.
.41 Lømo, T., Massoulie´, J., Vigny, M. (1985). “Stimulation of denervated rat soleus muscle with fast and slow activity patterns induces different expression of acetylcholinesterase molecular forms”. J Neurosci., Vol.5, No.5, PP: 1180-1187.
.51 Massoulié, J. (2002). “The origin of the molecular diversity and functional anchoring of cholinesterases”. Neurosignals., Vol.11, No.3, PP: 130-143.
.61 Parnow A, Gharakhanlou R, Gorginkaraji Z, Rajabi S, Eslami R, Hedayati M and Mahdian R. (2012). Effects of Endurance and Resistance Training on Calcitonin
Gene-Related Peptide and Acetylcholine Receptor at Slow and Fast Twitch Skeletal
Muscles and Sciatic Nerve in Male Wistar Rats. International Journal of Peptides. 2012:18.
.71 Prakash, Y.S., Smithson, K.G., and Sieck, G.C. (1995). “Growth-related alterations in motor endplates of type-identified diaphragm muscle fibres”. J Neurocytol., Vol.24, No.3, PP: 225-235.
.81 Rodrigues B, Figueroa D.M, Mostarda C.T, Heeren M.V, Irigoyen M.C and Angelis K.D. Maximal exercise test is a useful method for physical capacity and oxygen consumption determination in streptozotocin-diabetic rats. Cardiovascular Diabetology 2007, 6:38.

  • 1

پاسخ دهید