مقادیر براساس انحراف معیار ± میانگین ارائه شده است، * تفاوت معنادار با استان گیلان در سطح 05/0< P، ᴥ تفاوت معنا دار با استان کرمان در سطح 05/0<P ،† تفاوت معنادار با هنجار در سطح 05/0<P
جدول 3. ویژگی های آنتروپومتریک ژیمناست های استانهای کرمان و گیلان و مقایسه آنها با هنجار موجود
هنجار دو استان کرمان گیلان
75/20 †69/60±5/71 †68/22±4/49 †70/55±6/34 طول اندام فوقانی (سانتیمتر)
94/70 †78/80±4/29 †86/89±5/23 †87/64±5/10 طول اندام تحتانی (سانتیمتر)
36/5±1/6 35/55±3/61 35/33±3/27 35/73±4/02 عرض شانه (سانتیمتر)
6/79±0/41 †6/28±0/73 †6/28±0/66 †6/27±0/81 قطر آرنج (سانتیمتر)
6/04±0/36 †5/50±0/53 †5/50±0/61 †5/50±0/50 قطر مچ دست (سانتیمتر)
8/79±0/54 8/88±0/78 8/67±0/70 9/05±0/78 قطر زانو (سانتیمتر)
6/70 6/62±0/70 6/56±0/72 6/68±0/71 قطر مچ پا (سانتیمتر)
3/60 †5/62±1/24 †5/55±1/42 †5/68±1/14 چربی ناحیهسینهای (میلیمتر)
5/0 †8/85±3/46 †9/66±3/96 †8/18±3/02 چربی ناحیه شکم (میلیمتر)
6/60 †11/67±3/55 †13/11±3/40 †10/50±3/36 چربی جلوی ران (میلیمتر)
مقادیر براساس انحراف معیار ± میانگین ارائه شده است.
† تفاوت معنادار با هنجار در سطح 05/0< P

بحث و بررسی

موفقیت هر ژیمناست منوط به خصوصیات فردی و کیفیت فعالیتی است که در تمریناتش انجام میدهد. عوامل ضروری برای موفقیت در رشته ژیمناستیک عبارت است از آمادگی جسمانی، آمادگی روانی، شرایط آنتروپومتریک و وضعیت خوب تمرینی (4). براساس نتایج به دست آمده در مقایسه ژیمناست های این دو استان، برخی از آنها در عوامل فیزیولوژیک با یکدیگر اختلاف معناداری داشتند (05/0<P) که به بررسی آنها میپردازیم.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نیمرخ فیزیولوژیک
یک ژیمناست بدون قدرت و استقامت عضلانی کافی نمی تواند به موفقیت دست یابد. امروزه قدرت و استقامت عضلانی یکی از عوامل مهم در موفقیت ورزشکاران در هر رشته ورزشی است و ژیمناستیک از این امر مستثنا نیست. در واقع، به منظور بهبود ثبات مفاصل اندام تحتانی و کنترل پاسچر، تنها فعالیت عضلانی اطراف مفاصل کفایت نمیکند، بلکه بهبود قدرت و استقامت عضلات نیز اهمیت ویژه ای دارد (23،2،1). براساس نتایج آزمون استقامت عضلانی ژیمناست ها در عضلات کمربند شانهای، مجموع میانگین این شاخص در ژیمناست های دو استان با هنجار موجود اختلاف معناداری نداشت. این برابری نشان می دهد که مربیان و ورزشکاران عامل استقامت عضلانی را در عضلات کمربند شانهای مورد توجه قرار داده اند که این امر میتواند یک مزیت در اجرای حرکات به خصوص در وسایل دارحلقه، خرک حلقهو پارالل برای ژیمناستها باشد. برتری ژیمناست های استان کرمان نسبت به ژیمناستهای استان گیلاندر این عامل نشان می دهد که ژیمناستهای کرمانی تمرینات اندام فوقانی را نسبت به ژیمناست هایگیلانی بیشتر در برنامه های خود مورد توجه قرار می دهند. نتایج آزمون دراز و نشست نشان داد، ژیمناست های دو استان با هنجار موجود اختلاف معناداری دارند (001/0P=). باید دانست که عضلات شکم نقش اساسی در حفظ وضعیت تنه دارند و می توانند موجب استحکام و ثبات بدن ژیمناست ها در ناحیه تنه شوند. همچنین، عضلات شکم در اجرای بسیاری از حرکات ژیمناستها اهمیت ویژهای دارد و به اجرای زیبای ژیمناستها کمک میکند؛ اما متأسفانه، ضعف عضلات ژیمناست های این تحقیق مشهود است. از آنجا که عضلات شکم یکی از مهم ترین عضلات در ثبات و یکپارچگی بدن ژیمناست هاست، در اجرای حرکات یک مزیت محسوب میشود و قضاوت داوران را تحت تأثیر قرار میدهد. ازاینرو ضعف این عضلات ممکن است به اجرای مطلوب ژیمناست لطمه بزند (35).
از آنجا که رشته ژیمناستیک نیازمند حرکات هنرمندانه، ماهرانه، مهارت های حرکتی پیچیده و میزان بالای انعطافپذیری است (6)، سطح بالای انعطافپذیری مچ پا عاملی در پیشگیری از آسیب دیدگی و نیز اجرای آسان، سریع و بدون فشار یک حرکت محسوب می شود (30). در مقایسه انعطاف عضلات تنه و همسترینگ بین ژیمناست های دو استان دیده شد، ژیمناستهای استان گیلان نتایج بهتری نسبت به ژیمناستهای استان کرمان داشتند (005/0P=) که این امر می تواند بازتاب توجه بیشتر مربیان و ژیمناست های استان گیلان به عامل انعطافپذیری باشد. از سوی دیگر، در مقایسه مجموع میانگین دو استان با هنجار، دیده شد ژیمناست ها به طور معناداری پایین تر از هنجار قرار دارند (001/0=P). زمانی ژیمناست می تواند برنامه خود را به صورت موزون انجام دهد که بدنش از انعطاف پذیری خوبی برخوردار باشد. ژیمناستی که از نظر انعطاف پذیری در وضع بهتری قرار دارد، هنگام یادگیری حرکات مشکل و پیچیده از مزیت بیشتری برخوردار است (4) که متأسفانه ژیمناست های این دو استان انعطاف کافی ندارند. نتایج آزمون انعطاف مچ پا (دورسی فلکشن١، پلانتار فلکشن) نیز نشان داد، ژیمناستهای این تحقیق نسبت به هنجار موجود در سطح پایین تری قرار دارند (001/0=P).
همچنین، یکی از عوامل زیبایی در برنامه ژیمناست ها و عامل مورد توجه داوران در مسابقات، انعطاف

1. Dorsiflexion
مچ پاست که در زمان اجرای حرکات، مچ پا باید در حالت پلانتار فلکشن١ قرار داشته باشد(30،29،24،23،1). ژیمناست های این دو استان در این عامل دچار محدودیت هستند که این امرمی تواند از سوی داور برای کسر امتیاز مورد توجه قرار گیرد و امتیاز ژیمناستهای این تحقیق را کاهشدهد. ازاین رو محدودیت در انعطاف بدن یک ژیمناست موجب ارائه سطح پایین یک برنامه و در نتیجه عدم موفقیت وی در میدان های ورزشی میشود. بنابراین، انعطاف پذیری قابل قبول در مفاصل و عضلات، به اجرای صحیح و سطح بالا کمک می کند (1). اما متأسفانه در تحقیق حاضر، مشاهده شد ژیمناستها در این عامل مهم ضعیفاند و این امر میتواند ژیمناست ها را در اجرای حرکات با مشکل روبهرو کند و آنها را در معرض آسیب های جدی قرار دهد.
در مقایسه نتایج آزمون پرش سارجنت با هنجار دیده شد ژیمناست های مورد مطالعه، به طور معناداری نسبت به هنجار در سطح پایینتری قرار دارند (001/0=P). ترکیب قدرت با سرعت، به تولید توان منجر می شود که در بیشت ر ورزشها و به ویژه ژیمناستیک نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای دارد. نوع حرکات ژیمناستیک به ویژه در بخش حرکات زمین به گونه ای است که موفقیت ژیمناستها به توان عضلانی بالای آنها وابسته است. توان بهویژه در اندام تحتانی ژیمناستها در پرش ها، جهش ها و فرود درست در حرکات ژیمناستهای نخبه نقش مهمی دارد (21). با توجه به تفاسیر مذکور، چنین استنباط می شود که ژیمناستهای این دو استان از توان عضلانی کافی برخوردار نیست ند و این امر میتواند عامل مهمی در اجرای ضعیف حرکات آنها باشد.
در تحقیق حاضر، ژیمناستهای استان کرمان (45/0±96/4) نسبت به ژیمناست های استان گیلان (42/0±46/5) به طور معناداری (024/0P=) از سرعت بیشتری برخوردار بودند. همچنین، ژیمناستهای استان کرمان نسبت به هنجار اختلاف معناداری نداشتند (05/0P>)؛ این برتری میتواند ناشی از فعالیت بیشتر آنها در وسیله پرش خرک که نیازمند سرعت اولیه بالایی است، باشد (25). سرعت اولیه در ماده پرش خرک، می تواند به اجرای بهتر ژیمناست کمک کند. همچنین، این عامل در اجرای حرکات زمینی مؤثر است و موجب افزایش کیفیت اجرای حرکات ژیمناست ها می شود (28). شایان ذکر است که میانگین سرعت ژیمناست های استان گیلان نسبت به هنجار اختلاف معناداری داشت (001/0=P). با وجود این، ژیمناست های استان گیلان در این بخش از قابلیت کافی برخوردار نبوده و از مزایای این عامل محروم اند که میتواند موفقیت آنها را کاهش دهد.

.1 Plantar flexion
سرعت، هماهنگی، انعطاف پذیری و توان، اجزای چابکی اند. چابکی قابلیت تغییر مسیر همراه با حفظتعادل در کوتاهترین زمان است که یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در حرکات ژیمناست ها محسوبمی شود (21). با توجه به نتایج تحقیق، در بخش چابکی اختلاف معناداری بین رکورد های ژیمناستها وهنجار وجود داشت. ژیمناستها در این عامل نیز نتوانستند رکورد لازم را کسب کنند و در مقایسه با ژیمناستهای تراز اول ضعف داشتند که بی تردید اجرای ژیمناستها را تحت تأثیر قرار میدهد.
نیمرخ آنتروپومتریک
براساس نتایج تحقیقات انجامگرفته، قد ژیمناست های موفق از 170 سانتی متر کمتر و وزن آنها نیز کمتر از 60 کیلو گرم است (22،14،6). در مقایسه قد و وزن ژیمناست ها با مقدار استاندارد اختلاف معناداری دیده نشد. به زعم پژوهشگران، ژیمناستهای موفق اصولاً دارای قد کوتاه تر و وزن کمتری هستند. اندازه اندام های فوقانی و تحتانی نیز در موفقیت ژیمناست ها و اجرای بهتر حرکات در هر یک از وسایل ژیمناستیک نقش مهمی دارد و به عنوان اهرم به اجرای آسان حرکات کمک میکند (2). در مقایسه طول اندام فوقانی و تحتانی ژیمناستها با مقدار استاندارد دیده شد که ژیمناست ها با اختلاف معنادار در سطح پایینتری قرار داشتند (005/0=P). متأسفانه در بخش آنتروپومتریک، ژیمناست ها نقص داشتند که اجرای حرکات ژیمناست را دچار محدودیت میسازد.
در این تحقیق، اندازه عرض شانه ژیمناست ها با هنجار موجود اختلاف معناداری نداشت و در یک سطح قرار داشتند. چوف و همکاران (21) در مطالعه ای گزارش کردند، تمرینات با شدت بالا در سال 2000 نسبت به تمرینات سال 1933 موجب افزایش عرض شانه ژیمناستهای سال 2000 شده است (14).
ژیمناستهای این پژوهش در اندازه آرنج و مچ دست به طور معناداری پایینتر از هنجار قرار داشتند
(005/0=P=0/01) ،(P). از آنجا که بیشر حرکات ژیمناستیک به گونهای است که بهوسیله دستها حمایت میشود (35)، ژیمناست های موفق، بهدلیل تمرینات مختلف و شدید مچ دست ضخیم تری دارند (2). اما این عامل در ژیمناستهای این دو استان دیده نشد که این امر ممکن است ناشی از پایین بودن سطوح تمرینی و انتخاب نسنجیده آنان در بخش ویژگیهای آنتروپومتریک لازم ب رای رشته ژیمناستیک باشد.
در تحقیقات مختلف، دیده شده است که مقدار چربی زیر پوستی هر ناحیه به صورت جداگانه با هنجار مقایسه می شود (14،6). در تحقیق حاضر، مقایسه سه ناحیه سینه، شکم و جلوی ران نشان داد که ژیمناستهای این تحقیق با هنجار موجود در هر سه ناحیه اختلاف معناداری داشتند و مقدار چربی این نواحی از هنجار بالاتر بود (001/0=P). موفقیت یک ژیمناست به مقدار چربی بدن او نیز بستگیدارد؛ چربی زیاد از تسریع حرکات جلوگیری می کند و این خود بهترین دلیلی است که ژیمناست بایدمقدار چربی خود را کنترل کند (4).

نتیجهگیری
نتایج این تحقیق نشان داد که ژیمناستهای این دو استان با هنجارها اختلاف فاحشی دارند. این یافته -ها به این معناست که مربیان در تمرینات خود به قدر کافی به عوامل آمادگی جسمانی اهمیت نمی دهند؛ همچنین، از روش های تمرینی به روز برای بهبود عملکرد ورزشکاران خود استفاده نمیکنند.
مربیان مبنای علمی را کمتر در برنامه تمرینی خود مورد توجه قرار میدهند و اصول تمرینی را کمتر رعایت می کنند یا اطلاعات کافی برای تمرین اصولی ژیمناستیک ندارند. همچنین، استدلال می شود که ورزشکاران به جنبههای آمادگی جسمانی به صورت جدی توجه ندارند. به مربیان و ورزشکاران پیشنهاد می شود که با رعایت و توجه بیشتر به اصول تمرین (اصل مشارکت فعال، اصل آمادگی بدنی همه جانبه، اصل ویژگی تمرین، اصل تفاوت های فردی، اصل تنوع، اصل الگوسازی و اصل اضافهبار) و استفاده از روش های تمرینی به روز، این ضعف را تا حد امکان جبران کنند. از سوی دیگر، در بدن انواع مختلفی (تندانقباض و کندانقباض) از تارهای عضلانی وجود دارد که انقباض های مختلفی را انجام میدهند. تارهای عضلانی تندانقباض ویژه حرکات سرعتی و انفجاری هستند. تارهای عضلانی تندانقباض، روشن هستند و بیشتر در افراد سرعتی وجود دارند. با توجه به ماهیت رشته ژیمناستیک و اجرای حرکات سریع و قدرتی، ورزشکارانی در این رشته موفقترند که از درصد تارهای عضلانی تندانقباض بیشتری برخوردار باشند. از آنجا که درصد تارهای تندانقباض و کندانقباض به صورت وراثتی تعیین میشود، باید نقش وراثت و ویژگی تارهای عضلانی ورزشکاران را مدنظر داشت و از طریق ارزیابی آزمون های ورزشی متفاوت، در طرحهای استعدادیابی از افرادی که از درصد بیشتر تارهای تندانقباض برخوردارند، استفاده شود تا امکان حصول نتیجه مطلوب عملکردی افزایش یابد. بنابراین، به منظور برنامهریزی های بلندمدت و نیل به اهداف اوجرسانی ورزشکاران زبده در این رشته مشخص کردن ویژگی های تار عضلانی ژیمناست ها نقش مهمی خواهد داشت.
در بخش آنتروپومتریک نتایج نشان داد که ژیمناست ها براساس شاخص های پیکر سنجی (به عنوان بخشی از شاخص های استعداد یابی) به صورت کارشناسی به این رشته هدایت نشده اند و به نظر میرسد حداقل در دو استان مذکور مبانی علمی برای استعدادیابی افراد در این رشته، مورد توجه کافی نبوده واحتمالاً اغلب ورزشکاران تنها براساس علاقه خود و خانواده وارد این رشته شده اند. با وجود هزینه هایمالی و انسانی فراوان هنوز نتایج مطلوبی حاصل نشده است، ازاینرو بهنظر میرسد تأسیس مؤسساتی باعنوان استعدادیابی بهصورت منسجم لازم است تا گامی مؤثر در فرایند استعدادیابی این رشته پایه و باارزش برداشته و این امر به صورت تخصصی هدایت، برنامه ریزی و اجرا شود.
سپاسگزاری
نویسندگان مراتب تشکر و قدردانی خود را نسبت به همکاری خالصانه و صمیمانه ورزشکاران گرامی شرکتکننده در این پژوهش اعلام میدارند.

منابع و مĤخذ
محتشمی، احمد (1385). حرکات تکنیک ها و تاکتیک های نوین در ژیمناستیک، بامداد کتاب، چ دوم.
چوک، ایوان؛ کاراکسونی، استوان (1385). دارحلقه (روش ها، عقاید، مؤسسین، تاریخچه)، بامداد کتاب، چ اول.
بومپا، تئودور (1388). علم تمرین (زمان بندی، تئوری و روش شناسی تمرینات ورزشی)، ترجمه دکتر وحید تأدیبی، دانشگاه رازی چ اول.
رضایی، سادات (1379). آموزش ژیمناستیک پایه، دانشگاه تربیت معلم، ص 17-10.
هلاوی، ناصر (1381). آثار برگزیده اولین همایش ملی بررسی راهکارهای توسعه ژیمناستیک کشور،
2 و3 بهمن ماه، ص 97-85.
6.Amigó, A. I., Faciabén, A. B., Evrard, M. M., Ballarini, P. A. G., & Marginet, M. C. (2009).
“Height, weight, somatotype and body composition in elite Spanish gymnasts from
childhood to adulthood”. Apunts: Medicina de l’esport, 44(161), 18-28.
7.Barantsev, S. A. (1985). “Do gymnasts need to develop aerobic capacity.Gymnastika”, 2,
14-17.
8.Baxter-Jones, A. D. G., Helms, P., Maffulli, N., Baines-Preece, J. C., & Preece, M. (1995).
“Growth and development of male gymnasts, swimmers, soccer and tennis players: a
longitudinal study”. Annals of human biology, 22(5), 381-394.
9.Caine, D. J., Russell, K., & Lim, L. (Eds.). (2013). “Handbook of Sports Medicine and Science, Gymnastics”. John Wiley & Sons.
10.Canhadas, I. L., Silva, R. L. P., Chaves, C. R., & Portes, L. A. (2010). “Anthropometric and physical fitness characteristics of young male soccer players”. Revista Brasileira de Cineantropometria & Desempenho Humano,12(4), 239-245.
11.Carter, J. E. L. (2002). “The heath-carter anthropometric somatotype-instruction manual”. San Diego, USA.
12.Clarke, H. H., & Petersen, K. H. (1961). “Contrast of maturational, structural, and strength characteristics of athletes and nonathletes 10 to 15 years of age”. Research Quarterly.
American Association for Health, Physical Education and Recreation, 32(2), 163-176 .
13.Cross fit journal (2005), “Sports Program Stunts and Record Performance”.
.41Čuk, I., Korenčič, T., Tomazo-Ravnik, T., Peček, M., Bučar, M., & Hraski, Ž. (2007). “Differencies in morphologic characteristics between top level gymnasts of year 1933 and 2000”. Collegium antropologicum, 31(2), 613-619.
15.Gordon R. Cumming، Md، “Fitness Testing of Athletes”، Canadian Family Physician, August، 1970.
16.Gualdi-Russo, E., & Graziani, I. (1993). “Anthropometric somatotype of Italian sport participant”s. The Journal of sports medicine and physical fitness, 33(3), 282-291.
17.Hoffman, J. (2006). “Norms for fitness, performance, and health”. Human Kinetics.
18.Huguenin, A. (1981). “100 years of the International Gymnastics Federation, 1881-1981” (B. Unger, Trans.). Moutier: FIG.
19.Hunt, S. A., Baker, D. W., Chin, M. H., Cinquegrani, M. P., Feldman, A. M., Francis, G. S., … & Smith Jr, S. C. (2002). “ACC/AHA guidelines for the evaluation and management of chronic heart failure in the adult: executive summary: A report of the American College of Cardiology/American Heart Association Task Force on Practice Guidelines” The Journal of Heart and Lung Transplantation, 21(2), 189-203.
20.Jemni, M. (2009). “Bioenergetics and physiological aspects of high level gymnasts”.
21.Jemni, M. (Ed.). (2011). “The science of gymnastics”. Routledge.
22.Jemni, M., Friemel, F., Sands, W., & Mikesky, A. (2001). “Evolution of the physiological profile of gymnasts over the past 40 years. A review of the literature”. Canadian journal of applied physiology= Revue canadienne de physiologie appliquee, 26(5), 442-456.
23.Kirby, R. L., Simms, F. C., Symington, V. J., & Garner, J. B. (1981). “Flexibility and musculoskeletal symptomatology in female gymnasts and age-matched controls”. The American journal of sports medicine, 9(3), 160-164.
24.Knapik, J. J., Bauman, C. L., Jones, B. H., Harris, J. M., & Vaughan, L. (1991). “Preseason strength and flexibility imbalances associated with athletic injuries in female collegiate athletes”. The American Journal of Sports Medicine, 19(1), 76-81.
25.Leglise, M. (1992). “Age and competitive gymnastics”. FIG World of Gymnastics,3, 23.
26.Matsudo VKR، editor1984. “Testes em Ciencias Esporte Sao Caetano do Sul”: Celafiscs.
27.Poppleton, W. L., & Salmoni, A. W. (1991). “Talent identification in swimming”.Journal of Human Movement Studies, 20(2), 85-100.
28.Richards, J. E., Ackland, T. R., & Elliott, B. C. (1999). “The effect of training volume and growth on gymnastic performance in young women”. Pediatric Exercise Science, 11, 349363.
29.Sands, W. A. (1994). “Physical abilities profiles-1993 National TOPs testing. Technique”, 14(8), 15-20.
30.Sands, W. A., & McNeal, J. R. (2000). “Enhancing flexibility in gymnastics. Technique”, 20(5), 6-9
31.Sands, W. A., Salmela, J. H., Holvoet, P., & Gateva, M. (2001). “The Science of Gymnastics”.
32.”Take The U.S. Olympic 5-Ring Challenge، proud sponsor of the US Olympic team”. http://www.24hourfitness.com.
33.Tihanyi j. (1967) “Relationship Of Selection Maturational Determinants To Competitive Swimming”. University Of Oregon Microform Publication.


پاسخ دهید